وقتی کوچیک بودم یه تقویم داشتم که هر صفحش عکس یک شهیدی بود و زیرش یه سخن از اون شهید نوشته شده بود
اون زمان شاید معنای شهید و شهادت رو درک نمیکردم ولی همیشه یه احساسی خوبی به اون تقویم داشتم و تو تک تک صفحاتش وقتی خاطراتمو مینوشتم یه نگاهی به اون سخنانشون مینداختم
الان دغدغم و سوالم اینه که اینهمه خودشناسی و خوسازی و درک که اونها داشتن چجوری بهش رسیدن که اینقدر تشنه ی رسیدن به خدا شدن و تمام روزو شب براش تلاش کردن
به دنبالم این سوالم خواهم بود و برای رسیدن به جوابش تلاش میکنم. هر چیزی که متوجه بشم اینجا مینویسم تا همیشه تو دفتر قلبم ثبت بشه
اما رسالتی بر دوشمه که ازش نباید غافل بشم
[ چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۳/۱۲ ] [ 9:58 ] [ ستاره ]
[
]






